از روزگار رفته حكايت...(2): روايت هايي از زندگي و آثار بزرگان ادبيات داستاني ايران
بهرام صادقي؛ فرزند خلف هدايت
بچههاي خانواده صادقي اهميت زيادي براي رشته پزشكي قائل بودند، اهميتي كه ظاهرا ريشه در خواست و علاقه پدر خانواده داشت. پدري كه بسواد خواندن نداشت، اما باين حال از اهميت تحصيل غافل نبود و اشعار برخي از شاعران را از حفظ مي خواند.بهرام صادقي هم با اينكه عشق ادبيان داشت، مثل خواهرش در ميان رشتههاي دانشگاهي پزشكي را برگزيد، اما نه در اصفهان كه در تهران، جايي كه مركزيت هرچيز من جمله ادبيات در آن بود. وقتي صادقي از نجف آباد به پايتخت آمد، اتاقي كه براي خودش دست و پا كرد و عكسي از صادق هدايت را بر ديوار اتاق آويخت. بيشك در آن هنگام كه صادقي با شور و شوق نوشتن شب و روز را ميگذراند تصور نميكرد روزگاري خواهد رسيد كه شمايل خود نيز زينت بخش اتاق برخي نويسندگان جوان شود و در ميان خيل آنها كه از تاريكخانه هدايت بيرون آمده اند، نزديكترين جاي را در كنار هدايت به خود اختصاص خواهد داد...



.jpg)











نوشتن يعني نوميدي مطلق... ويرجينا وولف