از روزگار رفته حكايت...(2):  روايت هايي از زندگي و آثار بزرگان ادبيات داستاني ايران

بهرام صادقي؛ فرزند خلف هدايت 

حميد رضا اميدي سرور

بچه‎هاي خانواده صادقي اهميت زيادي براي رشته پزشكي قائل بودند، اهميتي كه ظاهرا ريشه در خواست و علاقه پدر خانواده داشت. پدري كه بسواد خواندن نداشت، اما باين حال از اهميت تحصيل غافل نبود و اشعار برخي از شاعران را از حفظ مي خواند.بهرام صادقي هم با اينكه عشق ادبيان داشت، مثل خواهرش در ميان رشتههاي دانشگاهي پزشكي را برگزيد، اما نه در اصفهان كه در تهران، جايي كه مركزيت هرچيز من جمله ادبيات در آن بود. وقتي صادقي  از نجف آباد به پايتخت آمد، اتاقي كه براي خودش دست و پا كرد و عكسي از صادق هدايت را بر ديوار اتاق آويخت. بي‌شك در آن هنگام كه صادقي با شور و شوق نوشتن شب و روز را مي‌گذراند تصور نمي‌كرد روزگاري خواهد رسيد كه شمايل خود نيز  زينت بخش اتاق برخي نويسندگان جوان شود و در ميان خيل آنها كه از تاريكخانه هدايت بيرون آمده اند، نزديكترين جاي را در كنار هدايت به خود اختصاص خواهد داد...

ادامه نوشته

پاورقي در «ماني»: از روزگار رفته حكايت...(1)

روايت هايي از زندگي و آثار بزرگان ادبيات داستاني ايران

حميد رضا اميدي سرور

پيش درآمد

چنين كنند بزرگان ...يا از روزگار رفته حكايت پاورقي «ماني» خواهد بود از اين تاريخ به بعد!

انتشار پاورقي به صورت الكترونيكي در فضاي مجازي، يك تجربه تازه براي من است كه احتمالا پيش از اين توسط برخي تجربه شده! اين پاورقي طولاني شرحي‎ست از زندگي و آثار تعدادي از شاخصترين نويسندگان ادبيات داستاني ايران. در آغاز به اين نكته بايد اشاره كنم كه نسخه اول اين پاورقي، خود يك پاورقي بود در روزنامه «باني فيلم»، حدود سال 84-85 كه مدت نزديك به دوسال، هر روز يك ستون عمود از بالا تا پايين روزنامه را به خود اختصاص مي‎داد...
ادامه نوشته

راهنماي كتاب(12): نگاهي به كتاب « عقرب‎هاي كشتي بمبك» اثر فرهاد حسن زاده

سفر به دنياي رنگين كودكي


حميد رضا اميدي سرور

فرهاد حسن زاده، ناشر: افق، چاپ اول 1388، شمارگان:2000 نسخه، 271 صفحه، 4000 تومان

درباره نويسنده: متولد 1341 در آبادان، تولد در جنوب و آشنايي نزديك با جنگ باعث شده‎است كه فرهاد حسن زاده همانند بسياري از نويسندگان جنوبي، جغرافياي فرهنگي و اقليمي آن ديار و همچنين جنگ تحميلي دربسياري از آثارش نمودي پر رنگ داشته باشند. حسن‎زاده اگر چه به عنوان نويسنده رمانهايي براي نوجوانان شناخته شده است اما در كارنامه او آثاري براي گروههاي سني مختلف از كودكان تا بزرگسالان مي‎توان مشاهده كرد. او دارنده نشان «ماه طلایی» از جايزه جشنواره بزرگ ادبيات كودك و نوجوان است، همچنين با «ماشو در مه» برنده جايزه كتاب سال بوده است...

ادامه‎ي مطلب...

برچسبها: , ,

راهنماي كتاب(11): نگاهي به كتاب «معبري به آخرالزمان» اثر مصطفي جمشيدي

سرگشتگي يك انسان

حميد رضا اميدي سرور

مصطفي‎ جمشيدي، ناشر: نيستان، چاپ: 1388، شمارگان: 3300، 182 صفحه، 3300 تومان

درباره نويسنده: متولد 1340، در سالهاي دفاع مقدس به جبهه‎هاي جنگ تحميلي شتافت، نوشتن را از همان سالها آغاز كرد با  نامه نگاری و نوشتن خاطرات خود در ايام جنگ؛ سپس اين خاطرات را  برای یک حوزه هنری تازه تاسیس فرستاد و با انتشار یک داستان کوتاه از او به جرگه نويسندگان پيوست. بعدها به يكي از شاخص ترين نويسندگان ادبيات دفاع مقدس، آثارش با تحسين فراواني روبرو شد. ازجمله آثار او مي‎توان به   مجموعه داستان‎هاي: یک سبد گل محمدی، مرغهای دریایی، باورم کن سلیمان و گزیده ادبیات معاصر و رمانهاي: باز یافته‎های شهر دلتنگ، خودنوشت، شنیدن آوازهای مغولی، وقت نيايش ماهي‎ها، سونات عدن و لغات میغ - کاندیدای کتاب سال ادبیات متفاوت(1386) - اشاره كرد. آثار جمشيدي بارها كانديداي دريافت جوايز گوناگون بوده و رمان «خودنوشت» او نيز جایزه‌ بهترین رمان حوزه‌ی هنری در سال ۸۶ را كسب كرده است...

ادامه مطلب...

برچسبها: , , , ,

درباره رضااميرخاني و كتاب تازه اش: نفحات نفت

 دوكلمه حرف حساب و يك ارزيابي شتابزده:

اگر آل احمد خرقه‎اي داشت به دوش كه مي‎نهاد!

حميد رضا اميدي سرور

در روزگاري كه اينقدر شلوغ و بي در و پيكر است و وقت و عمر آدم مفت و مسلم به انحاء گوناگون از دستش مي‎پرد، آن هم  عمري كه بازگشت پذير نيست؛ وقتي «نفحات نفت» را مي‎گذارم كنار «نشت نشا»،  حيفم مي‎آيد  از وقت و انرژي نويسندهاي كه مي‎تواند «من‎او» بنويسد، اما به جاي آن «نشت نشا» رو مي‎كند و به ويژه نويسنده‎اي كه مي‎تواند «بيوتن» بنويسد، اما جاي آن «نفحات نفت» را مي‎دهد دست خوانندگان  علاقمند به آثارش.

ادامهي مطلب...

(برچسب ها : ارميا، رضا اميرخاني، جلال آل احمد، نفحات نفت، روشنفكري ، بيوتن، مصطفي مستور، نويسندگان پرمخاطب)

راهنماي كتاب(10): نگاهي به كتاب «آنجا كه برفها آب نمي شوند» اثر كامران محمدي

سادگي بيروني، پيچيدگي دروني

آنجا كه برفها آب نمي‎شوند(رمان)

حميد رضا اميدي سرور

كامران محمدي، نشر چشمه، چاپ اول 1388،  شمارگان1500نسخه، 101 صفحه، 2200 تومان

درباره نويسنده: متولد  1350، فارغالتحصيل كارشناسي ارشد روان شناسيست. داستانويسي را از اواسط دهه شصت، زمانی که پانزده ساله بود آغاز کرد، در همان سالها در مسابقات داستان نویسی استانی جوایزی را کسب کرد. چندی بعد  داستانهایی از او در مهمترین نشرایات ادبی آن سالها (آدینه و سپس کارنامه) منتشر شد. در اواسط دهه هفتاد به عنوان نویسندهای مستعد توسط یکی از روزنامه ها دعوت به همکاری شد و به مدت يك سال و نيم هر روز داستانکی برای این روزنامه نوشت. يكي از همين داستانك‎ها در سال 1379 جايزه بهترين داستان ميني ماليستي كشور را بدست آورد. در 1380 مجموعه داستانك «خدا اشتباه نمي‎كند» جايزه كتاب سال دانشجويي را برايش به همراه داشت. در همين زمينه «قصه‎هاي پريوار و داستانهاي واقعي» (1388، نشر ققنوس) و همچنين كتابهايي براي مخاطب كودك و نوجوان به قلم او منتشر شده‎است. «آنجا كه برفها آب نمي‎شوند» نخستين رمان اوست.

ادامهي مطلب...

(برچسب ها: كامران محمدي، نشر چشمه، رمان روانكاوانه، فرويد)

رمان تاريخي فارسي سالهاست كه مرده!

درحاشيه رمان تاريخي معاصر فارسي


حميد رضا اميدي سرور

«ديدا» اثر ابراهيم ميرقاسمي كار انتشارات آموت را خواندم، رماني تاريخي با مايه‎هاي عشقي و حادثه اي كه عليرغم پاره‎اي ضعف‎ها به نظرم جذاب و سرگرم كننده آمد. كتابي كه اگر بدست مخاطب عام برسد و كمي حوصله كند، شايد ديگر زمين نگذارد و دوسه روزه در لابلاي كارهايش بخواند. اين كتاب جاداشت كه بهتر معرفي و شناسانده شود و چه بسا اگر اسم جذاب‎تري هم داشت بهتر مخاطب خود را پيدا مي‎كرد.  اين نوشته به نيت پرداختن به ديدا شروع شد اما آنقدر حاشيه رفتم كه بعد به اين نتيجه رسيدم كه اصل ماجرا را بگذارم براي يك روز بعد! در سالهايي كه به نظر كار رمان تاريخي در ايران به پايان خود رسيده، هرچند ديدا ظرفيت احياي اين گونه در ادبيات امروز را ندارد، اما خواندن آن (با نثر پاكيزه نويسنده) چندان هم خالي از لطف نيست، مخصوصا كه مرا برد به سالهايي كه اوضاع و احوال ديگر گونه بود.

***

در روزگار رونق پاورقي‎هاي داستاني در مطبوعات ايران بسياري از مجلات در هر شماره خود علاوه بر يك يا دو داستان كوتاهي كه منتشر ميكردند، حداقل دو يا سه  و حتي گاه تا پنج پاورقي به صورت همزمان در يك شماره خود داشتند. همانطور كه امروز شبكه‎هاي تلوزيوني براي جذب طيف‎هاي مختلف مخاطبان سريالهايي در ژانرهاي مختلف از خانوادگي گرفته تا پليسي و تاريخي پخش مي‎كنند؛ اين مجلات نيز براي جوري جنس و جذب مخاطبان مختلف پاورقي‎هايي در گونه‎هاي متفاوت منتشر مي‎كردند. پاورقي‎هاي عشقي خوانندگان خود را داشت، پاورقي‎هاي تاريخ نيز همينطور و البته پاورقي‎هاي پليسي يا جاسوسي و...

ادامه نوشته

راهنماي كتاب(9):  نگاهي به « به وقت بهشت» نوشته «نرگس جورابچيان»

تلاش براي عبور از ادبيات عامه پسند

حميد رضا اميدي سرور

*(كوتاه شده اين نوشته در روزنامه همشهري 12 تير 1389 منتشر شده)

يك

ارائه اثري كه هم از خواننده انبوه (عام) برخوردار باشد و هم مورد توجه مخاطبان حرفه‎اي و صاحب نظران قرار بگيرد، يكي از آن ايدهآل‎هايي‎ست كه تاكنون نويسندگان مختلفي را به وسوسه انداخته تا در اين زمينه به طبع آزمايي بپردازند، اما متاسفانه اين حركت در اغلب موارد با شكست رو‎به‎رو شده‎؛ چنان كه نه با تاييد صاحب نظران و يا اقبال در ميان مخاطبان جدي روبه‎رو مي‎شوند و نه اينكه همانند رمانهاي عامهپسند رايج، به فروش بسيار بالايي دست مي يابند. براي كسب اين توفيق دو جانبه، نويسنده هم بايد مخاطب عام را جذب كند و هم مخاطب خاص را. اما آيا واقعا اين دو با  يكديگر جمع شدني هستند؟ شكي نيست كه در ادبيات جهان بسيار و ايران اندك- آثاري هستند كه هم مخاطب عام از خواندن آنها لذت مي‎برد و هم مخاطب جدي و خاص.

ادامه‎ي مطلب...

(برچسب ها: نرگس جورابچيان، نشر آموت، زويا پيرزاد، ادبيا عامه پسند، رمان عامه پسند، بامداد خمار)

راهنماي كتاب(8): نگاهي به «فرهنگ زبانزدها» تأليف «غلامحسين صدري افشار»

فرهنگي كاربردي براي هر داستاننويس

يادگاري از احمد شاملو!


حميد رضا اميدي سرور

اگر داستان نويس هستيد يا فيلمنامه و نمايشنامه مي‎نويسيد يك جلد از اين كتاب را براي خودتان بخريد!
بي شك همه ما به كرات با جملههايي روبه‌رو شده‌ايم كه توسط اشخاص مختلف (به‌صورت مكتوب يا شفاهي) مورد استفاده قرار ميگيرند و دلالتهاي معنايي و كاربرد آنها نيز روشن است.  براي نمونه: انصافتو (دركنايه به بي‌انصافي مخاطب)، اوضاع بيريخته (وضع خوب نيست)، گوشت تنم ريخت ( براي ابراز تنفر و انزجار)و... . در تقسيم‌بندي زبانشناسانه نظاير اين جملهها (كوتاه يا بلند) نه در دسته ضرب‌المثلها قرار ميگيرند و نه كنايهها يا اصطلاحات و... بلكه براي خود گروهي مستقل را تشكيل ميدهند كه كمتر از دو دهه است تحت عنوان زبانزدها نامگذاري شدهاند؛ هرچند كه شايد اين نامگذاري موافقان و مخالفاني داشته باشد

ادامه‎‎ي مطلب...

.

راهنماي كتاب(7): نگاهی به رمان «دره پنهان» اثر محمد ‎قرچه داغي

ظرفيت‎هاي از دست رفته

حميد رضا اميدي سرور

پیش از نوشتن درباره «دره پنهان» به عادت یکی دو ساله اخیر، سری به اینترنت می‎زنم، تا اطلاعاتی درباره کتاب و نویسنده بگیرم، اطلاعاتي که گاه بسیار سودمندند؛ هم از آن رو که روشن شود درباره کتاب چه گفته شده و ترجیحا اگر حرفی به میان آورده مي‎شود، تکرار مکررات نباشد؛ و هم این‎که حرفها و نظرهاي دیگر گاه جرقه‎ای می‎شود براي درك آن وجوهی کند که از نظر آدم پنهان مانده و باقی قضایا.

ادامهي مطلب...

(برچسب ها: دره پنهان، محمد قرچه داغي، رمان متفاوت، جايزه واو، نشر چشمه، رضا كيانيان، مهدي سجاده چي، نقد رمان)


درحاشيه‎ي جلسه‎ي نقد و بررسي«آنجا كه برفها آب نمي‎شوند» در كانون ادبيات ايران

 نويسنده‎ي عاشق

جلسهي كانون ادبيات در هفته پيش اختصاص داشت به رمان «آنجا مه برفها آب نمي‎شوند» اثر كامران محمدي كه بالاخره پاي مرا براي اولين بار به اين تيپ جلسات باز كرد؛ به خصوص در انبوه گرفتاري‎ها و تنگي وقت كه آدم فرصت  نفس كشيدن پيدا نمي‎كند، چه رسد به شركت در جلسه‎هاي ادبي كه هفته اي حداقل دو سه تا ريز و درشتش برگزار مي‎شود.

از قضا پيش از جلسه كانون قراري با يوسف عليخاني در دفتر نشرآموت داشتم، وقتي ديدم او هم قصد آمدن به جلسه را دارد به اتفاق عليخاني و محسن بني فاطمه راهي خانه ادبيات شديم كه پياده تا دفتر آموت فاصله چنداني نداشت. اما براي من رفتن به اين جلسه نه صرفا به دليل دوستي با كامران محمدي  كه به دلايل ديگري بود. چرا كه لااقل در طول اين چند سال بوده چنين جلساتي كه براي ديگر دوستان نويسنده‎ي من برگزار شده بود اما فرصت رفتن پيش نيامده بود و يا شايد هم  فرصترفتن را پيش نياورده بودم!

ادامه نوشته

به بهانه‎ي «معجون عشق» كار يوسف عليخاني

دمي با خالقان ادبيات عامه‎پسند!

حميد رضا اميدي سرور

حكايت اين چند روز تعطيل، با به دست گرفتن كتاب «معجون عشق»، سير و سفري بود  به دنياي داستانهاي عامه پسند و روزگار خوش نوجواني.  داستانهايي كه سالهاي سال همدم امثال من بودند و ما را با خود به دنياي قصه‎ها بردند،  عشق كتاب‎خواندن را دل ما كاشتند و مهمتر از آن عادت خواندن را در ما به وجود آوردند.فراموش نميكنم كه آن سالها، شب‎هاي امتحان كه مي‎شد از ترس بزرگترها...

ادامه نوشته

نگاهي به «كيفر» ساخته «حسن فتحي»

سراسر حادثه

حميد رضا اميدي سرور:

بالاخره سينماي ايران هم صاحب يك فيلم نوآر به معني واقعي كلمه شد!

 

اين واقعا جاي تبريك دارد چراكه در اين فضاي ملال‌انگيز و درميان ژانرهاي تكراري،  پيدا شدن سروكله فيلم‌هايي كه به ژانرهايي فراموش شده در سينماي ما تعلق دارند يك اتفاق مهم محسوب مي‌شود؛ مخصوصا اينكه «كيفر» فيلمي ا‎ست داراي تشخص و  نشان دهنده اينكه كارگردان و ديگر عوامل سازنده فيلم كار خود را جدي گرفته‌اند و اگر كيفر حسابي تماشاگر را كيفور مي‌كند، به‌خاطر همين است. اين اتفاق هم مديون فيلمسازي ا‎ست كه اغلب با آثارش ما را متعجب مي كند؛  چه آن هنگام كه با يك پيشينه موجه سريال‌سازي در تلويزيون به سينما رفت و فيلم بي‎اهميتي مثل «ازدواج به سبك ايراني» را عرضه كرد و چه آن زماني كه با ادامه توفيق خود در تلويزيون دوباره به سينما آمد و فيلم قابل قبول «پستچي هميشه سه بار در نمي‌زند» را ارائه كرد و البته چه حالا كه با فيلم خوب و در خور اعتنايي مثل كيفر دوباره ما را متعجب كرده.

ادامه نوشته

«ژوزه ساراماگو » در گذشت

به ياد ساراماگو: نويسنده اي كه كارهايش مرا نگرفت!

اول بار او را با «كوري» شناختيم، وقتي جايزه نوبل را برده بود و مثل همه نويسندگان نوبليست  يكباره در معرض توجه قرار گرفت. ظاهرا تا اين جاي كار بايد پذيرفت كه او از جمله نويسندگاني نبود كه پيش از گرفتن نوبل در گوشه و كنار دنيا خيلي مورد توجه باشد. در پيري به شهرت رسيد و زماني هم نوشتن را به طور جدي پي گرفت كه سن و سالي از او گذشته بود. ظاهرا در جواني هم كاري منتشر كرده بود (كشور گناه)كه مورد توجه قرار نگرفته بود تا اينكه سي سال بعد «بالتازار و بليموندا» را منتشر كرد كه شهرتي برايش به همراه آورد و مدتي بعد هم با كوري نويسنده اي معروف در سطح جهان شد.

اما غرض از اشاره بالا اين كه همان زماني كه كوري در ايران براي نخستين بار چاپ شد و نام ساراماگو سر زبانها بود اين كتاب را براي خواندن به دست گرفتم، بايد اعتراف كنم كه نه اين كتاب و نه كتاب هاي ديگري از او كه خواندم مرا نگرفت. زمان خواندن كوري به نظرم تقليدي از «طاعون» آلبر كامو آمد و فكر كردم وقتي اثري در اندازه هاي طاعون هست چرا بايد يك نويسنده به خودش زحمت بدهد و نسخه ضعيف تري از آن را بنويسد!

اما به هرحال او براي همين نسخه ي ضعيف تر طاعون (به زعم من) توانست نوبل را دريافت كند.

با شنيدن خبر مرگ ساراماگو وسوسه مي شوم دوباره بروم سراغ كتاب هايش، شايد اين بار به نظرم نويسنده بزرگي آمد!

به گزيني از شعر معاصر (2): وقتي كه من بچه بودم (اسماعيل خويي)

*يكي از آن شعرها كه با آن زندگي كرده ام و «فرهاد» به زيبايي آن را در آلبوم برف اجرا كرده كه سرشار از حسي نوستالژيك به روزگاريكه سپري شده و تكرار نشدني ست.

وقتي كه من بچه بودم

اسماعيل خويي

 وقتي كه من بچه بودم

پرواز يك بادبادك
مي بردت از بام هاي سحر خيزي ي پلك
تا
نارنجزاران خورشيد

ادامه نوشته

به گزيني از شعر معاصر(1): شبانه (احمد شاملو)

قله هاي شهر معاصر فارسي

به عبارت ديگر به گزيني از شعر معاصر به انتخاب من!

اشعاري كه زمزمه ي آنها درماني ست براي دلتنگي هايمان.

شبانه

مرا

      تو

بی سببی

          نیستی .

به راستی
صلت کدام قصیده ای

                                  ای غزل ؟
ادامه نوشته

نگاهي به اهداف و عملكرد شبكه «فارسي وان»

اين «فارسي وان» از كجا وارد زندگي ما شد؟!

 
حميد رضا اميدي سرور

نام «فارسي وان» اين روزها به گوش اغلب ما خورده‎است، چه آنهايي كه مشتري شبكه‌هاي ماهواره‎اي هستند و چه آنهايي كه نگران از تأثير سوء‌برنامه‎هاي برخي شبكه‎هاي آن هنوز اجازه ورود ديش ماهواره را به خانه خود نداده‎اند

اما حرف و نقل آن را از ديگران شنيده‎اند يا شايد هم از سر كنجكاوي چند ساعتي در خانه در و همسايه يا هنگام ميهماني در خانه فاميل و آشنا به تماشاي آن نشسته‎اند. اما اين فارسي‌وان كه قصه يا ماجراهاي سريال‌هايش نقل برخي محافل و ميهماني‎هاي دوستانه يا فاميلي شده از كجا و به چه نيتي آمده؟ چه چيزي به خورد ما مي‎دهد و چه تأثيري بر ما مي‎گذارد؟

ادامه نوشته

فلسفه غرب(2): نگاهی به زندگی و آراء «مارتین هایدگر»

«مارتين هايدگر»؛ فیلسوف یا فاشیست؟


حميدرضا اميديسرور

 «هایدگر یک فیلسوف کبیر، نازی و منافق اروپایی قرن بیست بود، یعنی مغزی بزرگ ولی آدمی بیشخصیت!» اين را ريچارد رورتي گفته است، فيلسوف پراگماتيست امريكايي، از اين اظهار نظرها درباره هايدگر در طول سالهاي حيات و يا پس از مرگش بسيار فراوان است. يكي او را چون فاوست خوانده كه يك دستش به سوی شيطان و دست ديگرش به سوی خداست. ديگري او را در مرگ هوسرل مقصر ميداند و آن یکی عقیده دارد بهدليل كارهاي شرمآوري كه هايدگر در زندگي بدان دست زده، نبايد حتي نام او را بر زبان آورد! اما با اين حال همه هم متفقالقول او را يكي از بزرگترين متفكران طول تاريخ ميدانند. در طول تاريخ كمتر فيلسوفي تا اين اندازه تحتالشعاع مسايل حاشيهاي زندگي‎اش (خارج از حوزه فلسفه)، قرار گرفته و از اين بابت هم انگ بدنامي را بر پيشاني خود تحمل کرده است و در نهایت به‎دلیل رفتار سیاسی‎اش فحش و فضيحت نوش‎جان کرده به‎دلیل عمق و وسعت اندیشه‎اش ستايش نثارش شده باشد.
ادامه نوشته

فلسفه غرب(1): نگاهي به زندگي «سورن كيركه‎گور»

«كيركه گور»؛ فيلسوف عاشق

حميدرضا اميدي  سرور

شايد كيركه‎گوردستگاه فلسفي منظم و عظيمي نداشته باشد، آنگونه كه فيلسوفاني امثال كانت يا هگل از فلسفه خود بنايي عظيم ساختند كه براي هر پرسش يا مسئله فلسفي جوابي داشته باشد، شايد حتي در آراي او به مواردي بر بخوريم كه متضمن نظراتي متناقض باشند و شايد حتي او به معناي رسمي‎اش فيلسوف هم نبوده باشد، اما اينها چيزي از اهميت او نمي‎كاهد؛ او سالكي شوريده و سودايي بود كه جذبه‎اي فراوان به ايمان مسيحي و اندوه زندگي يافته بود و تجربه رابطه با خدا را با تجربيات  عاشقانه خود در آميخته و  صورتي شورانگيز بدان مي‎بخشد.

ادامه نوشته

راهنماي كتاب (3): نگاهي به رمان «مارمولكي كه ماه را بلعيد» نوشته «قاسم شكري»

سفربه دنياي مردگان

مارمولكي كه ماه را بلعيد

انتشارات ققنوس، چاپ اول1388، شمارگان 1650، 324 صفحه، 5800 تومان

حميد رضا اميدي سرور

درباره نویسنده: متولد 1351، با مجموعه داستان «نقص فنی» (نشر شروع،1381) كارش را آغاز کرد و با رمان «بوی خوش تاریکی» (نشرمركز،1386) به عنوان نویسنده‎ای نوگرا مورد توجه قرار گرفت. شكري همواره شیفته تجربه‌گرايي، بکار گرفتن شگردهای متفاوت و نو، خلق فضاهایی غریب و تیره و تاریک و درهم آمیختن واقعیت و خیال نشان داده است. «مارمولکی که ماه را بلعید» نیز كم و بيش برهمين مدار است. او داستان‎های مجموعه «نقص فنی» را پس از بازنویسی و افزودن داستان‎هایی دیگر با‎ عنوان «بز عزراییل» به چاپ سپرده و رمانهاي  «گنجشک دم سیا» و «کفترباز» را در دست انتشار دارد.

ادامه‎ي مطلب ...

(برچسب ها: نقد مارمويكي كه ماه را بلعيد، نشر ققنوس، شاپور جوركش، قاسم شكري، رمان متفاوت، فراماسونري، استاد اعظم، لژهاي فراموسونري)

برچسبها: , , , ,