راهنماي كتاب(2): «نمي توانم به تو فكر نكنم سيما» نوشته «محمد حسيني»

به همين سادگي...



نمي‎توانم به تو فكر نكنم سيما( مجموعه داستان)

محمد حسيني، انتشارات ثالث، چاپ اول 1388، 1650نسخه، 75 صفحه، 1800 تومان.

حميد رضا اميدي سرور

درباره نويسنده: متولد 1350، اولين داستاهايش در مجموعه «يكي از همين روزها، ماريا» (نشر ققنوس) مورد توجه قرار گرفت.  بعد از آن  رمان  «آبي‎تر از گناه» به قلم او منتشر شد كه اين رمان جايزه ادبي هوشنگ گلشيري و همچنين مهرگان را در سال 1384 برايش به ارمغان آورد.  در زمينه پژوهشهاي ادبي «ريخت‌شناسي قصه‎هاي قرآني» و «به دنبال فردوسي» را منتشر كرده است كه هر دو جوايزي را براي او به‎همراه داشتند. «نميتوانم  به تو فكر نكنم سيما» آخرين اثر منتشر شده اوست و رمان «تنها براي روجا» را هم در دست چاپ دارد.

ادامهي مطلب...

(برچسب ها: محمد حسيني، نقد نمي نوانم به تو فكر نكنم سيما، جايزه گلشيري، انتشارات ثالث)

راهنماي كتاب(1): «عروس بيد» نوشته «يوسف عليخاني»

بار ديگر «ميلك»

يوسف عليخاني، نشر آموت، چاپ اول 1388، 2200 نسخه، 189 صفحه، 4000 تومان

حميدرضا اميدي سرور

درباره نويسنده: متولد 1354در ميلك از توابع الموت قزوين. فارغ التحصيل كارشناسي مترجمي زبان عربي، پيش از انتشار نخستين آثارش داستانياش مدتي را به كار روزنامه‎نگاري پرداخت. نخستين آثارش در مجموعه داستان «قدم بخير مادربزرگ من بود» (نشر افق،1382) توجه صاحب‎نظران و جوايزي را براي او به ارمغان آورد. «اژدهاكشان» (انتشارات نگاه) اقبال بيشتري براي او همراه داشت و جايگاه او را به عنوان  نويسنده‎اي اقليمگرا و موفق در ميان هم نسلانش تثبيت كرد كه با داستانهاي خود به روايت گوشههايي از زندگي، آداب و رسوم و باورهاي مردم زادگاهش (ميلك) مي‎پردازد.

ادامهي مطلب...

(برچسب ها: نقد رمان، مجله الف، يوسف عليخاني، نشر آموت، ميلك، ادبيات بومي، الموت، اژدها كشان)

نگاهي به كتاب«رويكردهاي انتقادي در مطالعه فيلم»

سينما، نوستالژي معصوميت از دست رفته
 نيره رحماني
شايد بسياري از ما يك نگاه خاطره‌برانگيز نوستالژيك به سال‌هايي داشته باشيم كه تماشاي بسياري از فيلم‌ها برايمان لذت‌بخش بود؛ فيلم‌هايي كه امروز نه تنها رغبتي به تماشاي آنها نداريم، بلكه تماشاي آثاري در آن سطح و اندازه برايمان ملال‌انگيز و خسته‌كننده است.

سال‌ها از آن دوران گذشته، بسيار فيلم ديده‌ايم و از جمله از شاهكارهاي سينما،  مفاهيم و اصول سينما آگاهي يافته‌ايم و حتما شايد كمي جدي‌تر به قضيه نگاه كرده و سراغ تئوري‌هاي سينمايي نيز رفته باشيم. ديگر به هنگام تماشاي يك فيلم آن حس بدوي، خودانگيخته و به عبارتي معصومانه را در مورد سينما و توليداتش نداريم، كمتر اتفاق مي‌افتد فيلم‌ها ما را راضي ‌كنند؛ چرا كه حالا يك نگاه خودآگاهانه و انتقادي به سينما داريم و در يك كلام احساس مي‌كنيم از فيلم ديدن همچون گذشته لذت نمي‌بريم.


ادامه نوشته

به ياد «نعمت حقيقي» خالق رنگي ترين سياه و سفيدها!

مردي با دوربين فيلمبرداري
حميدرضا اميدي سرور
هنوز فيلمبرداري درخشان نعمت حقيقي را در شوكران، ساخته بهروز افخمي به ياد داريم؛ درامي شهري در كادر اسكوپ كه فيلمبرداري استادانه او نقشي درخور در شكل‎گيري فضاي آرام اما شكننده و آبستن فاجعه داشت.اين آخرين حضور حقيقي در پشت دوربين بود و پس از آن اغلب با بيماري دست و پنجه نرم مي‎كرد. مسعود كيميايي كه در طلايي‎ترين دوران فيلمسازي‎اش تجربه‎هايي فراموش نشدني در همكاري با حقيقي داشت، در سال‌هاي اخير بسيار كوشيد تا كار ديگري را با هم شروع كنند. جمع شدن ياران قديمي در سينمايي كه بسيار بر شوروحال استوار است خبري خوشحال‌كننده براي علاقه‌مندان سينماي ايران و به‌ويژه دوستداران سينماي كيميايي بود اما اين خبر  هيچ‎گاه در عمل ميسر نشد و بيماري
ادامه نوشته

گفتگويي چاپ نشده از «مسعود كيميايي» در «ماني»


«مسعود كيميايي» از گذشته مي گويد...

در اين گفتگوي خواندني، مسعود كيميايي از خاطرات كودكي و جواني خود مي‎گويد.

سالها پيش دوست عزيزم «امين فرج‎پور» به نيت انتشار گفتگويي طولاني با كيميايي در قالب يك كتاب، جلساتي طولاني با او به گفتگو نشست. اما متاسفانه اين كتاب هيچ وقت به سرانجام نرسيد و نوارهاي گفتگو به شكل پراكنده به مناسبت هاي مختلف پياده شده و در برخي نشريات منتشر شدند.

يكي از اين نوارها به خواست من براي انتشار در ويژه نامه‎اي براي كيميايي، توسط فرج‎پور در اختيارم قرار گرفت. متن گفتگورا پياده كردم ولي ويژه نامه به سرانجام نرسيد. گفتگو دستم ماند تا به امروزكه تصميم به انتشار آن در «ماني» گرفتم. متن گفتگو طولاني ست و ترجيحا در چند قسمت به تدريج در ماني خواننده آن خواهيد بود.

تماميت خواهي و اقتدارگرايي فرهنگي

كتابهايي كه پس داده شدند!

ماني كسروي

يادآوري: اين مقاله در سال گذشته همزمان با خبر پس فرستادن كتاب «كافه پيانو» به نشر چشمه توسط يكي از دوستان نوشته شد، مقاله منصفانه و خوبي كه كمتر ديده شد، اصل مقاله در «هفته نامه پنجره » شماره 6 درج شده كه به پيشنهاد يكي از دوستان دوباره اينجا نقل مي شود كه يادمان باشد گاه متاثر از جو سياسي زودگذر چقدر دامن ادبيات آلوده مي شود به مسائلي كه نبايد در آن دخالت داد. ديدگاه هاي سياسي به جاي خود و ارزشهاي ادبي هم به جاي خود.

حالا ديگر به يقين مي‎توان گفت كه دهمين دوره انتخابات رياست‎جمهوري در ايران در نوع خود تجربه‎اي بي‎سابقه در طول سي‎سال گذشته و حتي در تاريخ معاصر بوده است. رقابتي فشرده و پاياپاي كه حتي وقتي سوت پايان آن زده شد، طرف‎هاي اين رقابت همچنان به ادامه كار خود پرداختند! اما آن‎چه در اين ميان براي ما مهم است، بعد فرهنگي ماجراست و نتايج آن كه در شكلي كلان، حوزه فرهنگ و هنر را تحت‎الشعاع خود قرار داده است. همچنين آن افراط و تفريط‎هايي كه از دل اين رقابت بي‎سابقه سياسي بيرون آمده است و بدون آن‎كه به پيامدهاي ناگوار آن توجه كافي شود، ادامه مي‎يابد.

ادامه نوشته

يادي از در گذشتگان حوزه ادبيات داستاني( مهدي سحابي، رضا سيد حسيني، اسماعيل فصيح، محمد ايوبي و آذر يز

بر مردگان خويش نظر مي‎بنديم...

حميد رضا اميدي سرور

فرويد مي‎گويد جاودانگي آن است كه مردماني دوستمان بدارند كه آنان را نمي‎شناسيم. با اين وصف اگرچه اغلب مرگ‎‎‎ هنرمندرا سرآغاز جاودانگي‎اش مي‎پنداريم، اما بايد گفت كه آنان از همان روزگار حيات با آفرينش هنري خود، در سلك جاودانگان درآمده‎اند؛ حتي اگر پس از مرگ آنها هنگامي كه در زمان غيبت يادشان مي‎‎كنيم، اين حقيقت بيش از هر زمان ديگري جلوه گرشود.

ادامه نوشته

نگاهي به جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر

آيينه‌هاي روبه‌رو


حميدرضا اميدي سرور
جشنواره فيلم فجر در طول 28دوره‎اي كه برگزار شده همواره بر يك مدار در جريان بوده، بدون فراز و نشيب خاصي كه نشان از اوج يا فرود آن باشد.تجربه نشان داده كيفيت جشنواره فيلم فجر همواره به اين بستگي داشته كه چه فيلم‌هايي در آن شركت دارند.

ادامه نوشته

نگاهي به رمان روز هزار ساعت دارد نوشته فريدون حيدري ملك ميان

تجربه‌گرايي در فرم روايت

حميد رضا اميدي سرور

*اين مطلب را روزگاري كه هنوز آقاي حيدري ملك ميان را نمي شناختم در همشهري نوشتم،زماني كه فكر نمي كردم دست روزگار ما را در مجله پنجره كنار هم بنشاند. حقيقت اين كه هنوز هم بر اين باورم كه رمان  روزهزار ساعت دارد ازخيلي رمانهايي كه در اين سالها منتشر شده اند، بهتر است.
رمان اقليم‌گرايانه در ادبيات داستاني ايران نمونه‌هاي فراوان داشته است

به‌ويژه در ميان نويسندگاني كه خاستگاه فرهنگي و جغرافيايي آنها از شاخصه‌هاي بومي منحصر‌به‌فرد و درعين‌حال غني برخوردار بوده است

ادامه نوشته

نگاهي به فيلمهاي زمهرير، لطفا مزاهم نشويد! و كيميا و خاك

جاده خاكي!

 حميدرضا اميدي‌سرور
جشنواره بيست و هشتم براي هيچ‌يك از فيلمسازاني كه آثارشان در آن به نمايش در آمد، به اندازه علي رويين‎تن حوادث تلخ و ناگوار به‌همراه نداشت

 مخصوصا كه او و همكارانش، با آن همه ستاره و هزينه سنگيني كه پاي فيلم گذاشته شده به اين باور رسيده بودند كه كاري متفاوت و متضمن نگاهي نو به آدم‌ها و رخدادهاي سال‌هاي جنگ داشته‎اند و همين نگاه متفاوت و رويكرد جسورانه هم باعث گرفتاري فيلم در مميزي شده است! اخبار و شايعات پيرامون فيلم، قبل از جشنواره آن‌قدر بالا گرفته بود كه سانس نمايش اين فيلم در سالن رسانه‎هاي گروهي يكي از شلوغ‌ترين سانس‎ها شد  و با وجود ظرفيت بالاي سالن، برخي براي نشستن، جا پيدا نكردند.

ادامه نوشته

نگاهي به عصر روز دهم، صدسال به اين سالها

انتظاراتي كه برآورده نشد

حميدرضا اميدي‌سرور
«عصر روز دهم» و «صدسال به اين سال‌ها» با وجود اينكه كنجكاوي‌هاي زيادي براي مخاطبان ايجاد كرده بودند، نتوانستند توقعاتي كه از سازندگانشان مي‌رفت را برآورده سازند‌

سطح انتظاراتي كه برخي فيلم‌ها پيش از نمايش‌شان ايجاد مي‌كنند، گرچه به ديده شدنشان ياري مي‌رساند ولي اغلب در نهايت به ضررشان تمام مي‌شود؛ اتفاقي كه در جشنواره امسال براي فيلم‌هاي زيادي رخ داد. «عصر روز دهم» به‌عنوان طرح ناكام و نيمه تمام ملاقلي‌پور كه اجل مهلت ساختنش را نداد، انتظاراتي را ايجاد كرده كه مجتبي‌راعي با وجود تلاشش موفق به برآورده ساختن آن نشد. صدسال به اين سال‌ها نيز پس از 2سال توقيف، با انبوهي از حرف‌و حديث و حاشيه به جشنواره آمد و در نهايت دستاورد قابل توجهي براي سازنده‌اش به همراه نياورد.

ادامه نوشته

نگاهي به فيلم به رنگ ارغوان

شكار و شكارچي

حميد رضا اميدي سرور

همين كه پس از نزديك به 6سال وقتي به تماشاي «به رنگ ارغوان» مي‎نشيني كهنه به‌نظر نمي‎رسد و حرفي براي گفتن دارد، موفقيت بسيار بزرگي است براي ابراهيم حاتمي‎كيا...
ادامه نوشته

نقد فيلم محاكمه در خيابان، ساخته مسعود كيميايي

چاقو ديگر نمي‎برد

حميد رضا اميدي سرور
با وجود تمام حرف و حديث‎ها كه در سال‌هاي اخير درباره سينماي مسعود كيميايي به‎ويژه فيلم‌هاي متاخر او بوده، از بي‎حوصلگي‎هاي او گرفته تا عدم‌شناخت از زمانه و نسل‎جوان و يا فاصله گرفتن از جامعه‎‎اي كه روزگاري پا به پاي آن مي‎آمد، اما امروز از آن عقب مانده و...،

اما مسعود كيميايي همچنان جزو انگشت‎شمار فيلمسازان مهم و تاثيرگذاري است كه حرفش‎ نه‎تنها گوش شنوا كه خريدار هم دارد. نگاهي گذرا به حجم بحث و بررسي‌هايي كه هر فيلم تازه او حتي (در اين سال‌ها) به‌دنبال داشته گواهي گويا بر اين مهم است، حال چه از منظر رد باشد و چه تاييد و مقبوليت، كه هرچه هست نشان از  اهميت سوژه و صاحب سوژه دارد.

تاریخ درج: 21 آذر 1388 ساعت 09:51
ادامه نوشته

به یاد مهدی نوربخش

زير پوست شهر

حميد رضا اميدي سرور

  هشت سال پیش در جشنواره فیلم فجر در یکی از بدترین سانس‎های ممکن، اول هفته (روز شنبه) و سئانس اول، فیلمی به نمایش گذاشته شد که تنها عده کمی از نویسندگان و منتقدان سینمایی، موفق به دیدن آن شدند، عده‎ای که خیلی اتفاقی بی‎این‎که چیزی درباره فیلم بدانند و یا حتی نام کارگردان آن را پيش‎تر شنیده باشند، آن روز صبح از اولین سئانس به سالن سینمای رسانه‎ها و مطبوعات آمده بودند و تقریبا اکثریت قریب به اتفاق همین تماشاگران اندکی که این فیلم را دیدند، از آن‎ به‎عنوان یکی از اتفاق‎های مهم جشنواره یاد کردند

/*]]-->
ادامه نوشته

نقد فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا

همه حرف‌های فرمان‌آرا مستقیم، روبه‌ دوربین!

حمید رضا امیدی سرور

فرمان آرا
آدمی به سن و سال من روز به روز عمر خود را می‎گذراند اما جوانی مثل تو زندگی‎اش هنوز در پیش روست (نقل به مضمون). این دیالوگ از منظری می‎تواند کلیدی باشد برای رهیافت از سینمای خود فرمان‌آرا در سال‎های اخیر؛  یعنی همین دوره‎ای که پس از2 دهه سکوت، دوباره فعالیت‎های سینمایی‎اش را از سرگرفت؛ فیلمسازی که بهترین و البته بدترین فیلم‎هایش را در دوره جوانی ساخته ...
نقاش پیر فیلم خاک آشنا که به سنت فیلم‎های اخیر فرمان‎آرا، از جمله آن شخصیت‎هایی است که نسل خود او را نمایندگی می‎کند، در فصلی از فیلم به خواهرزاده جوان خود می‎گوید:
آدمی به سن و سال من روز به روز عمر خود را می‎گذراند اما جوانی مثل تو زندگی‎اش هنوز در پیش روست (نقل به مضمون). این دیالوگ از منظری می‎تواند کلیدی باشد برای رهیافت از سینمای خود فرمان‌آرا در سال‎های اخیر؛  یعنی همین دوره‎ای که پس از2 دهه سکوت، دوباره فعالیت‎های سینمایی‎اش را از سرگرفت؛ فیلمسازی که بهترین و البته بدترین فیلم‎هایش را در دوره جوانی ساخته و هنگامی که در حوالی ششمین دهه زندگی خود، پشت دوربین قرار گرفت، گویی او نیز با همین نگاه به دنیا فیلمسازی را دنبال کرده است، همین‌گونه دنیا را می‎بیند؛  روز به روز یا به عبارت صحیح‎تر فیلم به فیلم!از این سبب هر فیلم برای فرمان آرا فرصتی به‌نظر می‎رسد برای حرف زدن وبیان آنچه ضرورتش را بسیار احساس می‎کند؛  حرف‎هایی که حجم اندکی هم ندارند، بازتاب یک عمر هستند و حاصل 2دهه سکوت که بر ذهن و فکر او سنگینی کرده و حالا امکان بروز و بیانش به‌وجود آمده است. اما نکته آنجاست که او می‎کوشد از هر فیلمی که به‎دست می‎گیرد، فرصتی بسازد تا حجم زیادی از این حرف‎ها را در آن گنجانده و بازگو کند؛ تو گویی فیلم دیگری در کار نیست.
 
ادامه نوشته

نقد فيلم پستچي هميشه سه بار در نمي زند

/* /*]]-->*/ زنان،قربانيان هميشه تاريخ حميد رضا اميدي سرور تجربه نشان داده اكثريت قريب به اتفاق فيلمسازان، چه آنها كه از سينما به تلويزيون رفته‌اند و چه برعكس، حاصل كارشان در تلويزيون به مراتب ضعيف‌تر از آثار سينمايي آنهاست. حتي آن فيلمسازان كاملا حرفه‌اي و مسلط سينما كه گاهي وسوسه ساخت سريال يا فيلم تلويزيوني به سراغشان مي‌آيد، فاصله‌اي محسوس ميان آثار آنها در اين دو مديوم احساس مي‌شود. 
ادامه نوشته

سینماگران در اردوگاه نامزدهای انتخاباتی

هنر در خدمت سیاست

 

تیرداد حسینی هروی

 

هرچند برخی طبق یک اصل قدیمی و البته ایده‎آل‎گرایانه بر این عقیده‎اند که روشنفکران و یا حتی چهره‎های محبوب مردمی، باید بیرون از حوزه قدرت و منازعات جناح‎های سیاسی بایستند، اما این روزها، چنین اصول و قواعدی چندان جدی گرفته نمی‎شود. دیگر نه از آن روشنفکران متعهد قدیمی خبری است که حق انتقاد از جناح‎های مختلف سیاسی را برای خود محفوظ می‎دارند و نه از آن چهره‎های محبوبی که حاضر نیستند محبوبیت و اعتبار خود را به نفع یک حزب یا گروه خرج کنند.
ادامه نوشته

نگاهی به خاطره یک قرن (گفتگو با ژان لوک گدار)

حكايت گدار و صور مثل افلاطوني
حميدرضا اميدي سرور«باستان‌شناسي سينما و خاطره يك قرن»كتابي است حاصل گفت‌وگوي دونفره ژان لوك گدار و يوسف اسحاق‌پور، گدار در جايگاه گفت‌وگو‌شونده و اسحاق‌پور در مقام پرسشگر .
ادامه نوشته

نگاهی به آثار ادبی یک زندانی (سيداحمد خليلي)

پنجره‌اي ‌به‌ سوي ‌آزادي
حميدرضا اميدي سرور
نزديك به 5دهه پيش، يكي از تبهكاران آمريكايي كه به اعدام هم محكوم شده بود، در روزهاي زندان مشغول نگارش داستان‌هايي جنايي براساس  خاطرات خود شد.
ادامه نوشته

گذری بر ژانر وحشت در ایران

نياز به تبعيت از الگوهاي ژانر
 
حميدرضا اميدي‌سرور

روي‌پرده‌رفتن همزمان 2فيلم در ژانر وحشت مي‌تواند بهانه خوبي باشد براي نگاه به اين‌گونه سينمايي كه همواره در ايران با بي‌مهري و كم‌توجهي روبه‌رو شده است٬ اما در سال‌هاي اخير مي‌رود كه جاي خود را در سينماي ايران باز كند؛ گونه‌اي كه برخي بر اين باورند كه در جغرافياي فرهنگي و اجتماعي ايران ظرفيت چنداني براي پرداختن به آن وجود ندارد و ژانر وحشت، همانند ژانر وسترن اساسا گونه‌اي است كه با فضاي ايران انطباق چنداني پيدا نمي‌كند. اما تجربه ساخته‌شدن چند فيلم كم‌وبيش موفق در سينماي ايران ثابت مي‌كند كه چنين نقطه‌نظري چندان درست به نظر نمي‌رسد و اگر ذوق و قريحه وجود داشته باشد امر ناممكني به حساب نمي‌آيد.
ادامه نوشته