<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مانی</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com</link>
<description>وب‎نوشت‎ها (حميد‎رضا اميدي‎سرور)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 24 Sep 2012 21:27:13 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>سرنوشت سایت ادبی و هنری «مد و مه» در هاله‎ای از ابهام!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/149</link>
<description>خوشحالم در این روزگار نامردی و نامرادی ‎ ها، بود نبود سایت ادبی و هنری «مد و مه» لااقل آنقدر اهمیت داشت که برخی از دوستان و علاقمندان، در این یک ماهی که از قطع شدن ناخواسته آن می گذرد، جویای سرنوشت آن باشند. سرنوشت «مد و مه» به شکلی تلخ در عین حال ابلهانه و باورنکردنی در هاله ‎ ای از ابهام فرو رفته. شاید روزی حکایتش را نوشتم تا عبرتی باشد برای دیگر دوستان. هرچند حالا قدری خوشبینانه به نظر می‎رسد اما امیدوارم نه به خاطر دو سال زحمات شبانه روزی من، بلکه</description>
<pubDate>Mon, 24 Sep 2012 21:27:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/149</guid>
</item>
<item>
<title>«از پائولو کوئلیو متنفرم»  نوشته ی حمید رضا امیدی سرور در کتابفروشی ها</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/148</link>
<description>مدت هاست این وبلاگ را به روز نکرده ام و فعلا هم چنین برنامه ای ندارم، آخرین پست هایی که در آن نوشته ام همگی از سر بی حوصلگی بوده که بماند. این پست هم استثناست به خاطر انتشار رمانم. اگر دوست داشتید آن را بخوانید شاید خوشتان آمد!</description>
<pubDate>Wed, 28 Dec 2011 14:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/148</guid>
</item>
<item>
<title>حبیب (محبیان) مجاز شد!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/147</link>
<description>2 آذر ماه 1389 این خبر را دیروز در روزنامه شرق خواندم، چشممان روشن به خصوص اینکه بیژن مرتضوی و معین هم به دنبال او رجعت افتخار آمیزی به آغوش مامم وطن خواهند داشت! گفته می شود نخستین آهنگ حبیب هم در رابطه با دفاع مقدس است...(بدون شرح!) هرچند فکر می کنم جذب آدمهایی که مشکل حاد و خاصی ندارند، به مراتب بهتر از دشمن کردن آنهاست. در طول این سی ساله چهره های معروف وغیر معروف زیادی به دلایل مختلف، دفع شدند، برخی ماندند و برخی هم راه شان را کشیده رفتند و باقی</description>
<pubDate>Mon, 22 Nov 2010 11:41:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/147</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای بازگشت افتخاری معین به ایران!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/146</link>
<description>امروز در خبر ها خواندم نصر الله معین یا همان معین خودمان(!) قرار است به ایران باز گردد و این بازگشت هم به دعوت خواننده موسیقی سنتی علیرضا. الف بوده (ظاهرا هیچ کس هم نمی فهمد کدام خواننده است که سنتی می خواند ، اسمش علیرضاست، فامیلش با الف شروع می شود) اگر هم کسی نفهمید من بیشتر توضیخ می دهم چرا که چندی قبل سر ماجرای خوش و بش و بغل کردن این خواننده سنتی با رییس جمهوری برخی به او کم لطفی کردند و او هم قهر کرد که اگر اینطوری کنید من هم می گذارم می روم فرانسه</description>
<pubDate>Wed, 10 Nov 2010 08:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/146</guid>
</item>
<item>
<title>قدم زدن با عزت الله انتظامی در لاله زار قدیم، با ماشین زمان!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/145</link>
<description>17 آبان 1389 دیروز صبحبا دیدن یادداشتی کوتاه درباره عزت الله انتظامی در روزنامه شرق، یاد سه چهار سال پیش افتادم که با او رفتیم به لاله زار قدیم، یک بعد از ظهر زمستانی بود، من که حسابی کیف کردم او هم احتمالا چنین احساسی داشت، این را به خاطر اشک هایی که در چشمانش جمع شده بود، می گویم. آن روزها مسئولیت صفحه پنجم روزنامه بانی فیلم با من بود، صفحه ای که به نقد گزارش و البته گفتگو اختصاص داشت. برایشماره ویژه جشنواره فجر قرار شد گفتگویی طولانی داشته باشیم با عزت</description>
<pubDate>Mon, 08 Nov 2010 10:16:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/145</guid>
</item>
<item>
<title>خبر درگذشت جمیله تایید نشد!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/144</link>
<description>16 آبان 1389 دیروز یادداشتی داشتم به مناسبت شنیدن خبر در گذشت جمیله رقصنده ایرانی، نکته جالب برای من این بود که با وجود اینکه او سالها بود از ایران رفته و سالها بود که دیگر فعالیتی نداشت، اما هنوز در یاد و خاطر بسیاری مانده بود. این را به دلی تعداد بازدید هایی که از «مانی» صورت گرفته می گویم. به هرحال برخی ازدوستان پیام دادند که این خبر تایید نشده است، چه بهتر! ما که راضی به مرگ هیچ بنی بشری نیستیم، انشاءالله که این طور باشد، اما آن یادداشت من هنوز به قوت</description>
<pubDate>Sun, 07 Nov 2010 08:24:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>جمیله (فاطمه صادقی) رقصنده ایرانی مقیم امریکا در گذشت</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/143</link>
<description>شنبه 15 آبان-1389 رازگشایی از علت مرگ جمیله رقصنده ایرانی! (اینجا) امروز صبح خبر درگذشت جمیله (فاطمه صادقی) منتشر شد، رقصنده و بازیگر معروف سینمای پیش از انقلاب. بگذریم از این سوال که آیا رقص ایرانی آن هم از نوع آبگوشتی اش را می توان هنر فرض کرد یانه؟! و با توجه به اینکه نگارنده حتی در روزگار نوجوانی هم هرگاه به ضرورتی به تماشای فیلمفارسی می نشستم، صحنه های رقصش را دور تند روی تصویر رد می کردم، چرا که عنصری زائد و تحمیلی می دانستم که سازندگان فیلم برای جذب</description>
<pubDate>Sat, 06 Nov 2010 05:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/143</guid>
</item>
<item>
<title>چند کتاب را می توان با هم خواند؟</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/142</link>
<description>11 آبان 1389 به یاد دارم که احمد شاملو در یکی از گفتگو های خود گفته بود که عادت دارد چند کتاب را باهم بخواند، دوستی دارم که هر وقت این صحبت به میان می آمد خیلی تعجب می کرد. و هر بار هم من می گفتم خیلی هم عجیب نیست، من هم چنین عادتی دارم. نمی دانم خواندن چند کتاب به طور توامان کار درستی هست یا نه، اما برای من عادتی دیرینه محسوب می شود، آن هم به یک دلیل ساده: تعدد کتابهای خوانده نشده و ولع خواندن آنها، یعنی آنقدر عجله دارم که نمی توانم صبر کنم یک کتاب را</description>
<pubDate>Tue, 02 Nov 2010 13:08:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/142</guid>
</item>
<item>
<title>کافکا در کرانه، فریدون حیدری ملک میان و من!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/141</link>
<description>یکشنبه 9 آبان 1389 نقد دوست عزیزمان فریدون حیدری ملک میان بر کتاب «کافکا در کرانه» اثر هاروکی موراکامی که در «مد و مه» منتشر شده، تعجب خیلی ها را برانگیخت، و من را هم تحریک کرد، خیل کتابهای در نوبت خواندن را کنار بزنم و این کتاب را بدست بگیرم. وسوسه شده ام چیزی درباره اش بنویسم! همین امشب که که به خانه برسم شروع به خواندن آن خواهم کرد.</description>
<pubDate>Sun, 31 Oct 2010 17:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/141</guid>
</item>
<item>
<title>کار گروهی را بیشتر می پسندم!</title>
<link>https://omidisarvar.blogfa.com/post/140</link>
<description>3آبان 1389 یادم هست آن روزهای اولی که همکاری خود را با «مد و مه»شروع کردم یکی از خوانندگان همیشگی «مانی» گفت حیف شد، وبلاگ خوبی داشتی، -جمله اش خیلی اغراق آمیز بود که من به این شکل در آوردمش!-به هر حال درست است که می توانستم به روال گذشته در وبلاگ خودم بگذارم، اما من در این زمینه ها کار گروهی را بیشتر می پسندم. به نظرم اگر سایت خوب و استخوان داری باشد که ده پانزده نفر با آن همکاری مداوم داشته باشند، خیلی بهتر است تا اینکه هر کدام از اینها مطالبشان را در یک</description>
<pubDate>Mon, 25 Oct 2010 12:35:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>omidisarvar</dc:creator>
<guid>omidisarvar.blogfa.com/post/140</guid>
</item>
</channel>
</rss>
